تبليغاتX
An apple a day keeps the Dr away - چه شود !

سلام

 

      چه دلتنگ کننده است که هنوز و تا هنوز ما خوشمان می آید که باور های نحس را دو دستی حفظ کنیم . چه دلتنگ کننده است وقتی خانم جوان که دانشکده رفته ---- من این  امر را که دانشکده رفته ها چیزی اضافه تر از دانشگاه ندیده ها دارند باور ندارم اما قدر مسلم یه فضای خاص را تجربه کرده اند ---  آرابیرا کرده با اخرین المان های ظاهری و اطواری هم سخن میشوند :

اولی از عروس بستری در بیمارستانشان به دلیل عوارض زایمان زود هنگام آنچنان با بی مهری می گوید انگار که دارد از کافر حربی حرف می زند .

دومی از هم نامی خودش با عروس نیامده می گوید  و خط نشان برای برادرش که یعنی چی اسم ما دوتا یکی است منو .... جون صدا می زنید تا از همان مجلس خواستگاری وضع روشن شود.

راستی دومی تا قبل این موضوع به شدت از خواهر و مادر همسرش خرده می گرفت که در مقاطعی از زندگی اش مداخله می کردند.

راستی این بانوان فرهیخته مشق روزنامه نگاری هم می کنند و لابد فردا روز قرار است جذب نشریات و احتمالا نشریات بانوان هم بشوند و به قول معروف چـــــــــــــــــــــــــــــه شــــــــــــــــــــــــــــود !!!!

 

 

 

* ما گفتیم ساکت بمانیم می گویند لالیم به اولی گفتم فلانی دلت را صاف کن ببین کی می گویم دلت راصاف کن .

به دومی گفتم دل قوی دار که اخوی همسر را عزیزم خطاب می کند و نام تو همین جور مثل تا حالا ، نیاز به پسوند نخواهد داشت .

گفت در جمع که نمی گوید عزیزم !

گفتم چرا ! در خلوت عشق شیرین خطابش می کند و در جمع عزیزم !

حسنش این شد که خندیدند و کله پاچه فامیل را رها کردند ته بگیرد البته موقتتتتتتتتتتتتتتتاً

+ نگارنده: شكوفه‌ی سيب | دوشنبه 2 اردیبهشت1387 ساعت 16:57  |