سلام
به نظرم رسید اینجا سیزده مان را به اتفاق تو خواننده عزیز با خنده در کنیم . راستش در سیزده بدرها اگرچه نهان اما... شراب و کباب و خلاصه یکدست عرق ، یکدست ورق در برخی جاها به چشم می خورد و من اصلا به بهشت و جهنم کسی کار ندارم محض خنده زیبا بر لبانتان چند بیت از نسیم شمال را که بی ربط به این داستان نیست تقدیم می کنم :
....
کنون بشنو از تازه کار جوان
که مست از عرق گشته شام و نهار
زگیلاس اول شود منقلب
شود چشم او سرخ دیوانه وار![]()
زگیلاس دوم شود کام تلخ
زتلخی برآید به چشمش شرار![]()
زگیلاس سوم بخواند رجز
بگوید منم همچو اسفندیار![]()
من از نسل عباس شاهم که کرد
مسخر ز بغداد تا قندهــــــــــار![]()
زگیلاس چهارم چو عقلش پرید
کند عیش را بر همه زهر مار![]()
زگیلاس پنجم اگر قی نکرد
برو احتیاطاً لگن را بیار!![]()
به پایان جشن نوروزی می رسیم .... الهی که سیزده تک تک شما در باشد و از فردا که جنبش رسمی کار و زندگی آغاز می شود روزگار آن کند که می خواهید.![]()