تنگنای آخر سال به امید در کردن اسید لاکتیک روح و ذهن تو اولین روزهای فصل تازه سال تازه می گذره بعد ، فرصت تفکر و پیدا کردن سیاره ات ، تو هیاهوی دید و بازدید "سال آور" گم می شه و به خودت که بجنبی فروردین رفته و تویی و حسرت و خمودگی و تکرار مکرر اشتباهات و اهمالها و ... همون کارهایی که آخر سالی به خودت وعده پرهیز از اونها رو داده بودی !!
ـ : «در بیشه شیر خواب خرگوش مکن»
ـ ها ؟ با منی ؟ داد بزن عمو دادبزن نمی شنُفم !!![]()