از قدیم گفته اند چون عشق حرم باشد سهل است بیابان ها ! فعلا که شوق آموختن تازه ها مارا نشاند به محضر استادی که مشق اولش این بود : " وبلاگ نویسی را تمرین کنید ". من هم بعد عمری وبلاگ خوانی و گریز از وبلاگ نویسی در محضر شما و استاد در حال مشق کردن هستم.
نمی دانم چرا وبلاگ نویسی برایم جذاب نبود شاید چون همیشه دفتری بوده برای روز نوشته هایم و شاید همیشه موهبت عزیزان همدلم هست برای شنفتن ناگفته هایم و نیازی به یک چاه مجازی پیدا نشد ! گاه هم اگر حرف و حدیثی برای گفتن بود به فراخور در جایش مطرح شد و گذرم به دنیای سایبر نیفتاد اگرچه خودم به شدت خوره خواندم چه سایبر چه غیر سایبر .
بزرگترین لذتم آموختن است ... آموختن به من حس بودن ، حس نو شدن ، حس شور انگیز روییدن و بالیدن می دهد برای همین شدم شکوفه سیب !
راستش شکوفه سیب یک سیب بالقوه است سیبی که هنوز راهی تازه و شگفت و پر تکاپو دارد تا "سیب "شدن ولی این سوال هم ذهنم را قلقلک می دهد که شکوفه بودن بهتر است یا سیب بودن ؟!
این هدیه هم به رسم ادب و احترام تقدیم به خوانندگان احتمالی ![]()
